ست گادین یکی از شناختهشدهترین نویسندگان دنیای بازاریابی و خلاقیت است. کسی که ثابت کرده برای اثرگذاری لازم نیست طولانی بنویسی، کافیست درست و اندازه بنویسی. او از اوایل سال ۲۰۰۰ تصمیم گرفت هر روز یک پست در وبلاگش منتشر کند. یعنی ۲۶ سال پیوسته نوشتن. پستهای او معمولن کوتاهاند، اما هر کدام یک جرقهی فکریاند.
مطالب زیر همه از گفتهها و نوشتههای ست گادین درمورد نوشتن، روزانهنویسی و منتشر کردن است. بنابراین کوشش بر این بوده که مطالب از جاهای گوناگون جمعآوری شوند و در مطلب منسجمی که میخوانید، به اشتراک گذاشته شوند.
روش ست گادین برای نوشتن وبلاگ روزانهاش
او هر روز زمانی را برای نوشتن کنار میگذارد. یعنی وقتی ست گادین مراسم روزانهی نوشتنش را شروع میکند ممکن است ۱ پست بنویسد یا ۵۰ پست.
به جای اینکه همهی آنچه را که همان روز نوشته را منتشر کند، تمام پستها را در یک «صف انتشار» قرار میدهد تا در آینده منتشر شوند. سپس پستهایی که در صفاند را بارها مرور میکند. برخی را که دوست ندارد حذف میکند یا آنها با نوشتههایی که بهتر هستند جایگزین میشوند.
وقتی یک پست مورد استقبال قرار میگیرد دربارهی همان موضوع بیشتر مینویسد. گاهی حتا یک پست موفق را تبدیل به کتاب میکند.
وقتی هم موضوعی مورد توجه قرار نمیگیرد فقط یادداشت برمیدارد و به مسیرش ادامه میدهد.
در ادامهی این مقاله با هم ۸ گفتهی آموزنده از ست گادین میخوانیم:
۱
برای یک نوجوان، حرف زدن ساده است. اما همین حرف را نوشتن سختتر میشود. تحویل دادنِ آن بهعنوان یک انشا سختتر از آن است. و بلند شدن و گفتنش جلوی کلاس، از همه سختتر است. چون هرچه جلوتر میروی، گفتن این جمله سختتر میشود:
«اوه… من فقط همینطوری یک چیزی گفتم.»
۲
استیون پرسفیلد وقتی از «مقاومت» حرف میزند، دقیقاً به همین اشاره میکند: «اینکه اگر کنار آتشِ روستا حرف اشتباهی بزنی و رئیس قبیله از حرفت خوشش نیاید ممکن است برایت خیلی گران تمام شود.» رسانههای اجتماعی این معادله را برعکس کردهاند. آنها یک فضای پرهیجانِ جمعی ساختهاند که در آن حالت پیشفرض این است که حرف زدن آسانتر از ساکت ماندن است. از جهتی این خوب است چون آدمها یاد میگیرند که «صدا» دارند. اما از طرف دیگر، باید یاد بگیریم که مسئولیت هم داریم. اینکه بگوییم:
«این حرف من است، و این تغییری است که میخواهم ایجاد کنم.»
۳
بنویس. منتشر کن. و با دیگران به اشتراک بگذار. وقتی چیزی مینویسی منتشرش میکنی تا دیگران ببینند کمکم متوجه میشوی آیا نوشتهات با مردم ارتباط برقرار میکند یا نه؟ و همین تجربه تو را در کارت بهتر و حرفهایتر میکند.
هرچه بیشتر بنویسی و بیشتر منتشر کنی آدمهای بیشتری با کارت آشنا میشوند. رساندن ایدههایت به دیگران آسانتر میشود.
در نهایت به نقطهای میرسی که مردم سراغت میآیند و میگویند:
«از کارت به اندازهی کافی دریافت نمیکنم، این پول، ادامه بده.»
یا
«از کارت به اندازهی کافی دریافت نمیکنم، میشود برای گروه ما صحبت کنی؟»
یا
«از کارت به اندازهی کافی دریافت نمیکنم، میشود مربیام شوی تا من هم یاد بگیرم؟»اما هیچکدام از این اتفاقها نمیافتد تا وقتی که شروع نکنی، ننویسی، منتشر نکنی، و به اشتراک نگذاری.
۴
ما خیلی از کارها را هر روز انجام میدهیم؛ مثل صبحانه خوردن یا مسواک زدن. اما سؤال مهم این است چطور عادتی را تداوم ببخشیم و شب با این حس بخوابیم که فردا قرار است کاری را انجام دهیم که واقعن ارزش دارد؟
بعضی از عادتها مثل دویدن، برای سلامتی عالیاند تا وقتی که دیگر عالی نیستند. مثلاً زانوها آسیب میبینند.
اما چیزی که من فهمیدهام این است متعهد شدن به اینکه هر روز حاضر شوی و چیزی ارائه بدهی حتی چیزی کوچک که شاید برای یک نفر نوری روشن کند یک عادت فوقالعاده است. همانطور که قبلاً گفتهام حتی اگر هیچکس وبلاگم را نخاند باز هم هر روز مینویسم. چون این کار قبل از اینکه برای دیگران باشد برای رشد خودم است. برای اینکه هر روز کمی بهتر از دیروز ظاهر شوم.
من فقط یک بار تصمیم گرفتم که هر روز بنویسم و از آن به بعد دیگر لازم نیست دوباره آن تصمیم را بررسی کنم.
من پست وبلاگ نمیگذارم چون حسام میگوید باید بگذارم و پست نمیگذارم چون بینقص شده است. من پست میگذارم فقط چون فرداست. همین ایده است که باعث میشود کار جلو برود.
۵
نوشتن صفحات صبحگاهی به جولیا کامرون کمکش کرد ظرفیتهای درونیاش را به صحنه بیاورد. هیچ منبع الهام یا قدرت رازآلود جادویی در کار نیست فقط هویتی که انتخاب کردهاید مهم است. اگر هر روز کارهای خلاقانه انجام بدهید کمکم خلاق خواهید شد. چون آدمی به چیزی که فکر میکند تبدیل میشود.
بهجای اینکه برای هنرمند شدن برنامهریزی کنید فقط شروع کنید. چیزهایی بنویسید که انگار هویت هنرمندی را در شما فعال میکند.
نوشتن یکی از سادهترین راهها برای هماهنگ کردن افراد خلاق است. نقاشها، کارگردانها، درمانگران، نوازندهها سبک و تکنیکهای مخصوص به خودشان را دارند اما ما با نوشتن دنیا را تغییر میدهیم.
بله، میتوانید در خلوت خودتان این کار را انجام دهید و در دفترچهتان بنویسید که هیچکس آن را نمیبیند. ولی اگر این کار را جلوی چشم دیگران انجام دهید، انرژی بیشتری در شما زنده میشود.
«اینها را من مینویسم، نه دیگری.»
۶
هر روز در وبلاگتان بنویسید.
این کار آسان است و هزینهای هم ندارد و مهمتر از همه قبل از اینکه بازار اهمیت بدهد چه کسی هستید و چه میکنید هویتتان را تثبیت میکنید.نویسندگان مینویسند. دوندهها میدوند. هویتتان را با انجام کارتان تثبیت کنید. بهتر بنویسید.
۷
آیزاک آسیموف نویسندهی علمیتخیلیای بود که مفهوم مدرن «ربات» را ساخت.
اگر تا به حال در فیلمی یا کتابی ربات دیدهاید آیزاک بود که آن را شکل داد. و این کار خیلی بزرگی است.او همچنین ۴۰۰ کتاب در طول عمرش منتشر کرد. آن هم زمانی که چاپ کتاب کار آسانی نبود.
من روی یک پروژه با او کار کردم. آدم عجیبی بود.
یک روز به او گفتم:
«چطور ۴۰۰ کتاب نوشتی؟»
در اتاق نشیمنش بودیم که مرا برد سمت یک میز کوچک لقلقی.
روی میز یک ماشینتحریر دستی بود.
گفت:
«هر روز صبح بیدار میشوم و ساعت ۶:۳۰ پشت این ماشینتحریر مینشینم و تا ظهر تایپ میکنم.
مهم نیست کارم خوب باشد یا نه فقط باید تایپ کنم.»
و چیزی که از او یاد گرفتم این بود که ناخودآگاه او میگفت:
«خب اگر به هر حال قرار است تایپ کنی، بهتر است چیزی خوب تایپ کنی.» در نتیجه، چیزهای خوب ظاهر میشد. اما او هرگز حاضر نبود با “خودآگاهِ حساسش”معامله کند و بگوید:
«اوه، امروز خشک شدهام، و تایپ نمیکنم.»
اگر بتوانی صفحه پشت صفحه پشت صفحه، پر از نوشتهی بد به من نشان بدهی کمکم قانع میشوم که شاید نوشتن بلد نباشی. اما اگر به من بگویی: «من نمیتوانم بنویسم چون ایدهی خوب ندارم» من این را نمیپذیرم. چون در واقع داری میگویی:
«من از ایدههای بد خودم میترسم.»
پیش از مورد ۸اُم: مرور قوانین جورج اورول در نوشتن
این شش مورد نسخهی ویرایششدهی قوانین جورج اورول است:
۱. هرگز از استعاره، تشبیه یا هر تعبیر ادبیای استفاده نکن که بارها در نوشتهها دیدهای. به کلیشهها نیاز نداری.
۲. هیچوقت از یک واژهٔ طولانی استفاده نکن وقتی یک واژهٔ کوتاه کار را راه میاندازد.
۳. اگر میشود کلمهای را حذف کرد، حتماً حذفش کن.
۴. از فعل مجهول استفاده نکن وقتی میتوانی جمله را معلوم بنویسی. در زمان حال بنویس.
۵. از عبارتهای خارجی، واژههای علمی یا اصطلاحات حرفهای استفاده نکن اگر معادل ساده و روزمرهای برایشان وجود دارد. وقتی شک داری، ساده بگو.
۶. اگر لازم شد، هر یک از این قوانین را بشکن، اما هرگز جملهای ننویس که وحشتناک باشد. جالب بودن بهتر از مطیع بودنِ بیچونوچراست.
۸
دلیل اینکه نوشتنِ تجاری اغلب افتضاح است این است که مردم میترسند. میترسند منظورشان را واضح بگویند، چون ممکن است بابتش مورد انتقاد قرار بگیرند. میترسند بد فهمیده شوند، یا متهم شوند به گفتن چیزی که اصلن منظورشان نبوده چون باز هم ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرند.
جورج اورول مسیر درستی را نشان داده بود. فقط بگو. واضح بگو. همین حالا بگو. بدون ترس از انتقاد بنویس و بدون اینکه خستهکننده باشی.
اگر هدفت این است که هیچ بازخوردی نشنوی پس اصلن چیزی نگو. یادداشت را ننویس.
اگر هدفت این است که ارتباط برقرار کنی همان را بگو که منظورت است.بهترین توصیهی من این است یک ضبطکنندهی دیجیتال ارزان بخر.
حرفی را که میخواهی بزنی همانطور بگو انگار فردی که میخواهی قانعش کنی روبهرویت ایستاده. بعد آن را تایپ کن. سادهترش کن. بفرست.به طور کلی به چه کسانی نزدیکتری؟ کسانی که هر روز با آنها صحبت میکنی و میبینی، یا کسانی که ماههاست از آنها خبری نداری؟ ما به کسانی نزدیکتریم که تلاش بیشتری برای ارتباط میکنند.
بهعنوان یک نویسنده، هرچه خودت را بیشتر به چالش بکشی، بیشتر پیشرفت میکنی.
نوشتن روزانه، ذهن، دیدگاه و افکارت را متمرکز و شفاف میکند.
پرسش از شما:
کدامیک از این هشت پیشنهاد ست گادین برایتان جالبتر بود؟ برایمان بنویسید.
نویسنده: شمسیه جهانگیری
5 پاسخ
چقدر موارد مورد اشاره آموزنده و ترغیب کننده بود. پر از نکتههای مهم برای کسی که در مسیر نوشتن قرار داره.
همهی قسمتها قابل فهم و در دسترس هستند. دور از شعارند، فقط چیزی که لازمست یک قدم همت است و یک جرعه اعتماد به دست و قلمت. حرفهایی که گندهگنده نیستاما نتیجهاش گنده مینماید.
همه بخش ها عالی و بسیار ترغیب کننده برای نوشتن، مورد آخر توجه منو خیلی جلب کرد اینکه از بازخورد گرفتن نترسیم و اگر نگران بازخورد درباره نوشته هامون هستیم بهتره که ننویسیم.تلنگری بود از اینکه اگر بازخورد نباشه تغییر و پیشرفتی هم در نوشتن نخواهیم داشت.
ممنون🙏🏻
عالی بود و الهامبخش برای نوشتن و هویتسازی. اینکه ست گادین هم اینکارو انجام میده انگیزهبخشه.